جستجو

تبلیغات




    سالها رفت و هنوز

    یک نفر نیست بپرسد از من

    که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی

    صبح تا نیمه ی شب منتظری

    همه جا می نگری

    گاه با ماه سخن می گویی

    گاه با رهگذران

    خبر گمشده ای می جویی

    راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟

    صدفی در دریا است؟

    نوری از روزنه فرداهاست؟

    یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟

    بارها آمد و رفت

    بارها انسان شد

    وبشر هیچ ندانست که بود

    خود اوهم به یقین آگه نیست

    چون نمی داند کیست

    چون ندانست کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست


    این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 20 خرداد 1392
    منبع
    برچسب ها : ,

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز چهار شنبه 9 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر